Naft e Pars
 
 


سال هفتم
شماره 82
خرداد 1389


 
       
 


پروژه احياي ببر مازندران در ايران اجرا مي شود : سازمان يونسكو، تنوع زيستي ادامه بقاي ما است !
سرنوشت آخرين ببر ايران !

تنوع زيستي به معناي قابليت تمايز بين ارگانيسم هاي زنده از كليه منابع شامل اكوسيستم هاي زميني، دريايي و ديگر اكوسيستم هاي آبزي و همچنين تركيبات اكولوژيكي است كه بخشي از اكوسيستم ها را تشكيل مي دهند. اين مفهوم تنوع در درون گونه ها، بين گونه ها و تنوع اكوسيستم ها را در بر مي گيرد. تنوع زيستي شبكه اي از همه موجودات زنده، اعم از گياهي و جانوري است و نژادهاي انساني، جانوران، گياهان، قارچ ها و ساير جانداران تك سلولي را در بر مي گيرد. تنوع زيستي و يا به بياني ديگر »شبكه حيات«، منبعي است كه ما و نسل هاي آينده به آن وابسته هستيم. روز زمين و طبيعت به ما يادآوري مي كند تا شبكه حيات زمين را حفظ كنيم.
    
    
<B>تصوير واقعي ببر هيركاني مازندران </B>
تصوير واقعي ببر هيركاني مازندران

    
    سازمان يونسكو به منظور جلب توجه عمومي و ايجاد آگاهي هاي لازم درباره گونه هاي مختلف گياهي و جانوري و كاهش روند انقراض آنها، سال2010 ميلادي را با شعار » تنوع زيستي ادامه بقاي ماست«، سال جهاني تنوع زيستي اعلام كرد.
    اين تصميم به دليل آگاهي اندك عمومي درباره نقش مهمي كه تنوع زيستي در تداوم و بهبود زندگي نوع بشر و نگاهداري از سيستم حياتي كره زمين دارد، اتخاذ شده است.
    مقامات يونسكو اعلام كرده اند كه امسال در نظر دارد از طريق فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و علوم طبيعي و علوم انساني و به ويژه با استفاده از روش هاي آموزشي و علوم ارتباطات، نقش مؤثري در اين زمينه ايفا كنند.
    به همين منظور »شعار تنوع زيستي زندگي، تنوع زيستي زندگي ماست«براي جلب توجه افكار عمومي به اهميت اين مسئله مطرح شده است. اين شعار بر اصول و مقرراتي استوار است كه براي غلبه بر عوامل ريشه اي در گسترش فرسايش تنوع زيستي و نابودي آن صورت مي گيرد.
    تمام اصول و مقررات مورد نظر در حمايت از تنوع زيستي براي باز تعريف رويكردهاي نوين درباره حفاظت از تنوع زيستي و كاهش روند فرسايشي است كه به دليل فعاليت هاي اقتصادي و توسعه ناپايدار رخ داده است.
    اهميت توجه به اين نكته زماني آشكار شده است كه بشر پي به اهميت محوري، تنوع زيستي و نقش حياتي تمام
    گونه هاي زيستي در ادامه بقاي خود برده است. بنابراين تنها با درك عميق اين موضوع از سوي تمام افراد جامعه انساني مي توان آنان را تشويق كرد تا فعاليت هاي خود را براي حفاظت از گونه هاي مختلف گياهي و جانوري از طريق توجه به اصول توسعه پايدار و توازن در استفاده از امكانات و منابع طبيعي آغاز كنند.
    
    
    
از سال 1338 به بعد با شكار آخرين ببر ديگر هيچ كس در جنگل هاي شمال ببر مازندران را مشاهده نكرد
از سال 1338 به بعد با شكار آخرين ببر ديگر هيچ كس در جنگل هاي شمال ببر مازندران را مشاهده نكرد

    
    براين اساس طي سال2010 ميلادي يونسكو مسئوليت هدايت و رهبري برخي فعاليت هايي را كه با هدف آموزش و افزايش آگاهي عمومي در زمينه دلايل و ضرورت حفاظت از گونه هاي گياهي و جانوري الزامي است برعهده دارد.
    اين اقدامات به منظور پركردن شكاف ميان دانش عمومي ما در زمينه تنوع زيستي صورت مي گيرد تا راه را براي پيشبرد فعاليت هاي بعدي در آينده و استفاده پايدار از اين منابع در خطر هموار كند.
    در همين رابطه پروژه احياي ببر در ايران يكي از راهكارهاي حفظ تنوع زيستي است كه در اين گزارش با آن آشنا مي شويم.
    
    
    انقراض ببر مازندران
    آيا ببرهاي سيبري پا در جاي پاي خالي ببر مازندران مي گذارند؟ ظاهراً چنين است، زيرا ديگر اثري از ببرهاي مازندران باقي نمانده است. اگر هم نمونه اي وجود داشته باشد حفظ و حراست از آن بايد در راس مسائل محيط زيست حيواني قرار گيرد. حال نگاهي به پيشينه ماجرا مي اندازيم.
    بيشتر از50 سال قبل، در نزديكي جنگل گلستان حيواني شكار شد كه بزرگترين گربه سان ايران بود. ببر تا آن زمان در جنگل شمال ايران زندگي مي كرد، اما بعد از سال1338 ديگر هيچ كس در اين منطقه ببر نديد. به اين ببرها، »ببر مازندران« يا »ببر هيركاني« گفته مي شد.
    آخرين تصويري كه از ببر مازندران در ايران به جا مانده، مربوط به سال1332 است. اين عكس ببري نشان مي دهد كه توسط فردي به نام احمد هنرور كشته شده است. بعد از اين سال، ببر ديگري در سال1338 و در جنگل گلستان توسط يك فرد تركمن كشته شد كه بسياري از كارشناسان معتقدند آخرين ببر ايران بود.
    بعد از آنكه در دهه1340 تشكيلات شكارباني و در دهه1350 تشكيلات حفاظت محيط زيست ايران تاسيس شد، كارشناسان اعلام كردند كه ببر هيركاني در ايران منقرض شده است.
    سال ها بعد در ايران ستادي شكل گرفت تا ببر هيركاني را در باغ وحش هاي جهان جستجو كند. اين ستاد از سال1378 كار خود را آغاز كرد اما يك سال بعد اعلام شد كه موفق به يافتن هيچ ببري با مشخصات ببر هيركاني در باغ وحش ها نشده است.
    در سال1387 گروهي متشكل از پژوهشگران آمريكايي و اروپايي به نتيجه مهمي دست يافتند. آنها با آزمايش هاي ژنتيك فهميدند كه ببر هيركاني و ببر سيبري تفاوتي بسيار كم و جزيي با يكديگر دارند.
    در علم مديريت حيات وحش، هرگاه زير گونه اي از يك جانور به طور كلي منقرض شده باشد، مي توان از نزديك ترين زيرگونه به آن براي احياي نسل جانور استفاده كرد. پس مي شد با استفاده از تدابيري خاص و برنامه ريزي دقيق زيرگونه ببرهيركاني را با استفاده از زيرگونه ببر سيبري احيا كرد.
    در آن سال، سازمان حفاظت محيط زيست توجه چنداني به اين يافته علمي نشان نداد. تا اينكه به يكباره توجه مديران سازمان حفاظت محيط زيست به احياي ببر هيركاني جلب شد. از طرف ديگر، كشور روسيه هم مشكلي مشابه كشور ما داشت. در اين كشور، نسل پلنگ منقرض شده بود و آنها تلاش مي كردند تا نسل اين گربه را در كشورشان احيا كنند. چرا كه روسيه ميزبان المپيك زمستان2014 است و نماد اين بازي ها از سوي دولت اين كشور، پلنگ معرفي شده است.
    روسيه سعي كرد تا از طريق كشورهاي همسايه چند قلاده پلنگ تهيه كند تا در فرصت باقيمانده تا المپيك زمستاني حداقل چند توله پلنگ در روسيه وجود داشته باشد اما تلاش هاي او فقط منجر به خريد دو قلاده پلنگ نر از يكي از كشورهاي همسايه شد. آخرين اميد روس ها ايران بود. پلنگ هاي ايران از زيرگونه »قفقازي« هستند و با زيرگونه پلنگ هايي كه در كشور روسيه و چند كشور همسايه شمالي ايران زندگي مي كنند، يكي است. پس مي شد تعدادي پلنگ ماده را از ايران به روسيه منتقل كرد تا با پلنگ هاي نر خريداري شده جفت گيري كنند و تعدادي توله پلنگ براي روس ها به دنيا بياورند. اين ماجرا، درست همزمان با تغييرات در مديريت سازمان حفاظت محيط زيست بود.
    رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در اولين نشست خبري اش، به خبرنگاران گفته بود كه ايران در حال امضاي يك تفاهم نامه با روس ها است. او ابتدا گفته بود كه قرار است روس ها در حفظ گونه هاي گياهي ايران با ما همكاري كنند و ما نيز در عوض در احياي نسل پلنگ به آنها ياري برسانيم.
    اما بعدها خبري ديگر منتشر شد كه نشان مي داد، ايران و روسيه قصد دارند ببر سيبري و پلنگ ايراني با هم مبادله كنند.
    
    

    
    اختلاف نظر
    در همان ابتداي كار، ميان مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست و كارشناسان دانشگاهي مديريت حيات وحش اختلاف نظري مبني بر عدم موفقيت پروژه احياي ببر در ايران وجود داشت. كارشناسان معتقد بودند كه »پناهگاه حيات وحش ميانكاله« در استان مازندران، زيستگاه اصلي ببر هيركاني بوده است اما اين منطقه در حال حاضر در اشغال تعداد زيادي از دامداري هايي است كه به طور غيرقانوني در اين منطقه ساكن شده اند. آنها مي گفتند كه در اين منطقه ديگر ظرفيتي براي زندگي ببرها وجود ندارد.
    تا اينكه هيئتي از روسيه به تهران آمد تا تفاهم نامه مبادله ببر سيبري و پلنگ ايراني را در حضور خبرنگاران امضا كنند.
    رئيس سازمان حفاظت محيط زيست ايران گفت كه قرار است چند قلاده ببر از روسيه دريافت كنيم. اما وزير محيط زيست روسيه گفت دو قلاده پلنگ ماده مي گيريم و در ازاي آن دو قلاده ببر نر و ماده تحويل ايران مي دهيم. وزير روسيه حتي به شوخي به خبرنگاران ايراني گفت كه از وقتي به روسيه بازگرديم بايد در جنگل هايمان به سراغ ببر بگرديم تا به ايران تحويل دهيم.
    اختلاف نظرها درباره اين تفاهم نامه و تصميم سازمان حفاظت محيط زيست بالا گرفت. تا جايي كه »اورس برايتن موزر« رئيس كارگروه تخصصي گربه سانان IUCN نيز در گفت و گو با پايگاه خبري »سبزپرس« در ايران اعلام كرد كه با دو قلاده ببر نمي توان نسل ببر هيركاني را احيا كرد.
    IUCN يا اتحاديه جهاني حفاظت، معتبرترين سازمان بين المللي در حوزه حفاظت از گونه هاي گياهي و جانوري است و اعضاي آن را برترين متخصصان حيات وحش جهان تشكيل مي دهند. »فهرست سرخ« كه گونه هاي در معرض خطر گياهي و جانوري جهان در آن ثبت مي شوند بسيار معروف است كه IUCN هر ساله تهيه اين فهرست را انجام مي دهد.
    
    
    عبور پلنگ ها از رود ارس
    برايتن موزر معتقد بود كه خروج پلنگ از ايران و احياي نسل اين گربه سان در روسيه به نفع پلنگ هاي ايران نيز هست. چرا كه مطالعات نشان داده كه پلنگ هاي ايران در فصل هاي خاصي از طريق رود ارس وارد خاك همسايگان شمالي مي شوند و با پلنگ هاي اين كشورها جفت گيري مي كنند. به اين ترتيب تشكيل يك جمعيت پلنگ در روسيه، پشتيبان مناسبي براي پلنگ ايران خواهد بود. اما به دليل اينكه براي ببر در ايران زيستگاه زيادي باقي نمانده نمي توان چندان به احياي ببر در ايران اميدوار بود.
    اما با وجود مخالفت هاي كارشناسان، سازمان حفاظت محيط زيست ايران و وزارت محيط زيست و منابع طبيعي روسيه، توافق هاي پيشين خود را عملي كردند.
    
    

    
    روز جمعه سوم ارديبهشت ماه1389 هواپيمايي كه حامل دو قلاده ببر سيبري بود، در فرودگاه مهرآباد تهران به زمين نشست و محموله آن به باغ وحش ارم تهران منتقل شد. چند ساعت بعد، دو قلاده پلنگ به صورت بي هوش از پارك پرديسان تهران به فرودگاه برده شد و هواپيماي حامل پلنگ ها به روسيه بازگشت.
    پلنگ هايي كه روس ها بردند، هر دو ماده بودند كه هر دو براثر سانحه اي از طبيعت جدا شده و نزد اداره كل حفاظت محيط زيست استان گلستان درمان شده بودند. يكي از پلنگ ها در تله افتاده بود و از ناحيه دست دچار شكستگي شده بود و ديگري نيز براثر مسموميت توانايي راه رفتن نداشت. هر دو پلنگ در طبيعت متولد شده و براثر اين سوانح از مادر خود جدا مانده بودند. اداره محيط زيست گلستان اين دو پلنگ را مداوا كرده بود اما به دليل آنكه از مادر خود دور مانده بودند، آنها را در طبيعت رها نكرده بود تا مبادا از بين بروند.
    مراسم تحويل ببرها در باغ وحش ارم برگزار شد. دهها عكاس و خبرنگار از رسانه هاي مختلف ايران در اين مراسم حضور داشتند.
    به رسانه ها گفته شد كه دو قلاده ببر تحويل شده است كه ببر نر دو سال و نيمه و ببر ماده چهار ساله است. حتي تاكيد شد ببر ماده آبستن است و به زودي توله اش را به دنيا مي آورد!
    پيش از اين وزير محيط زيست روسيه با قاطعيت گفت بود كه ببرها از طبيعت روسيه زنده گيري شده و به ايران منتقل شده اند.
    ولي به محض آنكه ببر نر در قفس از پيش آماده شده اش رها شد، زمزمه هايي در سالن آغاز شد. برخي از كارشناسان حاضر در مراسم معتقد بودند كه اين ببر از باغ وحش منتقل شده و خلق و خوي حيوان وحشي را ندارد! چرا كه به هيچ وجه از مشاهده تعداد زيادي انسان هيجان زده نشد و حضور انسان براي اين ببر امري عادي است! كه قرار است ببرها تا يك ماه ديگر به ميانكاله در شمال برده شوند و از آنها در قفس نگهداري شود.
    هر چند كه هنوز موعد يك ماهه اي كه اعلام شده به پايان نرسيده است اما بسياري از كارشناسان معتقدند كه در اين مدت نه مي توان منطقه ميانكاله را براي حضور ببرها آماده كرد و نه مي توان پس از آن اميدي به احياي ببر داشت. چرا كه دو قلاده ببر براي اجراي پروژه احيا بسيار كم است و از طرف ديگر به نظر مي رسد كه ببرها به دليل آنكه تمام عمر خود را در باغ وحش زندگي كرده اند، نمي توانند در طبيعت دوام بياورند. اختلاف دماي بسيار زياد بين سيبري و ميانكاله يكي ديگر از دلايل كارشناسان براي ناموفق دانستن اين پروژه است. قرار است ببرها به محوطه محصور در ميانكاله منتقل شوند تا مبادا باعث آسيب ديدن افراد محلي شوند.
    به هر حال بايد منتظر ماند و ديد كه آيا ببرهاي سيبري كه به ايران آمده اند، مي توانند جاي خالي ببر هيركاني را پر كنند يا خير؟
    گزارش: حميدرضا ميرزاده
    
    
    


تعداد خوانندگان اين مطلب: 94


      

 

 
شماره جديد