مهمترين نياز بشر در قرن آينده
پرورش انعطاف پذيري
نويسنده: ديويد لي
مترجم: دكتر محمدعلي اكبري
انعطاف پذيري در تعريفي ساده عبارت است از توانايي رويارويي با استرس، تحمل فشار و سازگاري با تغييرات. انعطاف پذيري تمام جنبه هاي زندگي شخصي و كاري افراد را تحت تاثير قرار مي دهد. با انعطاف پذيري بيشتر مي توانيم: - بدون خستگي و كسالت با مجادلات و افسردگي هاي روزمره كنار بياييم. - با خوش بيني و اعتماد به نفس بيشتر با بحران هاي بزرگ مواجه شويم. - در شرايط فشار زياد به بهترين نحو واكنش نشان دهيم. - با تغييرات راحتتر كنار بياييم. - با انرژي و شادابي بيشتر كار كنيم. تغييرات سريع جهان امروز به انعطاف پذيري بيشتري نيازمند است. انعطاف پذيري ويژگي اصلي تحمل پذيري است. بايد بتوانيم نسبت به تغييرات مستمر موقعيت هايي كه در دنياي كاري با آنها مواجه هستيم با انعطاف پذيري و پر مايگي پاسخ دهيم. ادغام، فراگيري، سازماندهي مجدد، منسوخ شدن الگوهاي كاري و يا كوچك سازي از جمله نمونه هاي اين تغييرات محسوب مي شوند. راهكارهاي پرورش انعطاف پذيريهنگام مواجهه با مجادلات، موقعيت هاي ترديدآميز و حوادث دردناك از روش دورنماي لحظه اي استفاده كنيد. انسان به طور طبيعي با خونسردي و سرگرمي به موقعيت هاي دردناك گذشته مي نگرد. اين روش به شما امكان مي دهد فرآيند ياد شده را به آينده هم انتقال دهيد. هنگامي كه در يك موقعيت پر استرس قرار داريد از خود بپرسيد »آيا اين مسئله تا يك ماه آينده همچنان يك مشكل بزرگ خواهد بود؟« اگر پاسخ مثبت بود زمان را تا يك سال، پنج سال يا بيشتر بالا ببريد. تا وقتي كه به پاسخ منفي برسيد. سپس از خود بپرسيد: »با علم به اينكه مواد شيميايي ناشي از وجود استرس در سراسر بدن انتشار مي يابد، آيا همچنان مي خواهم به خود عذاب دهم؟« از آنجا كه پاسخ اين سئوال به طور حتم منفي است، از خود بپرسيد: آيا بهتر نيست كه از هم اكنون با صبوري و متانت به اين مسئله نگاه كنم؟ براي تغيير فكر، وضعيت فيزيكي خويش را تغيير دهيد. سريع ترين راه براي تغيير موقعيت احساسي شما اين است كه حالت فيزيكي خود را عوض كنيد و تلاش كنيد از ارتباط بين ذهن و جسم بهره بگيريد. به علت ارتباط جسم و ذهن، تغيير در وضعيت روحي روي توانايي تفكر و خلاقيت شما اثر مي گذارد. اگر مي خواهيد آرام باشيد مي توانيد حالت فيزيكي خود را به وسيله نفس هاي آرام و عميق و حركت هاي آهسته تغيير دهيد. اگر مي خواهيد در مواجهه با چالش ها از اعتماد به نفس بهره مند باشيد، سعي كنيد بايستيد و كمي آرام و هدفمند گام برداريد. با تغيير در حالت روحي خود نيز با نگاهي متفاوت به موقعيت هاي روياروي خويش مي انديشيد. درست همان گونه كه در بيشتر اوقات، خواب شبانه سبب مي شود مسائل به گونه اي ديگر در چشمانمان ظاهر شوند. به هر حال با تغيير وضعيت فيزيكي مي توانيد حالات فيزيكي خويش را تغيير دهيد و تغيير حالت روحي به شيوه ياد شده به شما كمك مي كند كه در موقعيت هاي پراسترس، از احساس و تفكري متفاوت برخوردار شويد. از حركات چهره براي تغيير حالت و ذهن خود استفاده كنيد. يك راه ساده و موثر ديگر استفاده از تغيير چهره براي تغيير وضعيت است. از آنجايي كه مجموعه اعصابي كه به مغز مي روند روي صورت قرار گرفته اند، صورت يكي از مراكز اصلي بدن براي ارسال پيام در مورد وضعيت احساسات ما به مغز است. بنابراين حالت چهره ما براي ايجاد احساساتي كه تجربه مي كنيم موثر است. به اين ترتيب هنگامي كه ما دچار مشكل هستيم مي توانيم با تغيير واكنش چهره از بدخلقي يا عجز به آرامش و متانت، تحمل وضعيت موجود را براي خود آسان تر سازيم. در مورد چيزي كه شما را ناراحت مي كند به واكنش هاي چهره خويش توجه كنيد. هم زمان به افكارتان هم دقت كنيد. سپس لبخند رضايت بخشي بزنيد و تا چند دقيقه آن را حفظ كنيد، آنگاه ببينيد چه احساسي درباره آن وضعيت داريد. خواهيد ديد كه تفكرتان عوض شده است. مي توانيد با استفاده از حركات چهره، حالت آرامش خود را در طول روز حفظ كنيد. همواره مراقب حالت چهره خود باشيد و هر گاه كه ديديد از آرامش و رضايت خارج شده دوباره آن را در جهت مثبت تغيير دهيد. يكي از فوايد اين تغييرات آن است كه متوجه مي شويد در ديگران احساس دوستي ايجاد كرده ايد و همين امر سبب شكوفايي فكر و روح شما مي شود. سعي كنيد در ميان مشكلات، موهبت ها و در بطن بحران ها فرصت هاي مثبت را دريابيد. چيني ها هزاران سال پيش به ماهيت دوگانه بحران پي برده اند و از اين رو نماد بحران آنها تركيبي از نماد خطر و فرصت است. دنيس ويتلي روانشناس متخصص در عملكرد قهرمانان المپيك و مديران ارشد اجرايي معتقد است «بحران فرصتي است كه بر بال خطرناكي سوار شده است». ناپلئون هيل كه روي مردم موفق آمريكا در اوايل قرن بيستم به تحقيق پرداخته است، مي گويد: بسياري از اين افراد عقيده دارند كه در بطن هر مشكل بذري براي يك منفعت همتراز يا بيشتر وجود دارد». مردمي كه چنين تفكري دارند در مواجهه با موقعيت هاي پراسترس از دو مزيت بهره مند مي شوند. در وهله اول آنها آرامتر و متين تر هستند زيرا معتقدند كه از اين موقعيت منفي، چيزي به دست خواهد آمد. دوم اينكه باور آنها به وجود مواهب و فرصتها در بطن بحرانها سبب بكارگيري ضمير ناخودآگاه براي يافتن فرصت هايي مي شود كه ديگران در اين شرايط در پي يافتن آنها نيستند. اين پديده درست شبيه حالتي است كه هنگام تصميم به خريد خودرو تجربه كرده ايم. وقتي كه روي نوع و مدل خاصي تصميم بگيريم درمي يابيم كه آن نوع و مدل را همه جا مي توان ديد. واقعيت اين است كه اين خودروها پيشتر هم همه جا بوده اند اما چون تا هنگام تصميم به خريد بين ما و آنها رابطه اي وجود نداشته، متوجه وجود آنها نشده ايم. به محض اينكه بين ما و اين مدل رابطه اي ايجاد شد آنها وارد صفحه رادار ذهن ما شده توجه ما را به خود جلب مي كنند. ما مي توانيم اين اصل را با تمرين جستجو براي يافتن مواهب و فرصتها در چالشها و بحرانها به كار ببنديم. با انجام اين كار نه تنها در خلال چالش ها و بحران هاي اصلي زندگي از اعتماد به نفس و خودآگاهي بيشتري برخوردار خواهيم شد بلكه توانايي خود را براي يافتن فرصت ها و انتخاب ها در شرايط دشوار افزايش مي دهيم. ترك عادت، رويكردي ساده براي پرورش انعطاف پذيري تمرين روي حيطه هاي كم اهميت، توانايي شما را در واكنش انعطاف پذير به تغييرات اصلي زندگي تقويت مي كند. شما مي توانيد اين عمل را با شكستن برخي عادتهاي معمول خود مانند خوردن شام در يك زمان مشخص يا خريد از يك مغازه هميشگي انجام دهيد. اگر چه ممكن است اين موارد، بي ربط و كم اهميت به نظر آيد اما انجام آنها مي تواند به انعطاف پذيري بيشتر شما منجر شود. اگر در مورد اعتبار اين موارد ترديد داريد ببينيد افراد مسن چقدر مي توانند رفتاري متفاوت با عادتهايشان داشته باشند. آنها چنان به عادتهاي خود معتاد مي شوند كه هر گونه تغيير را بحراني براي خود مي پندارند. براي عملي كردن اين راهكار سعي كنيد آماري ذهني از كليه عادتهاي خود تهيه كنيد و سپس ببينيد كه با ترك آنها چه اتفاقي مي افتد. در ابتدا مانند كودكاني كه عادتهايشان را ترك مي كنند بسيار مضطرب مي شويد. اما بعد از مدتي از انعطاف پذيري خود احساس راحتي مي كنيد. هيچ كس يك باغ گل به شما وعده نمي دهد (دشواري هاي زندگي را به عنوان واقعيتي طبيعي پذيرا باشيد) «اسكات پك» كتاب تحسين برانگيز خود را با عنوان «راه طي نشده» با اين جمله آغاز كرده است: «زندگي دشوار است». وي در ادامه مي نويسد: بيشترين اين آلام را هنگامي تجربه مي كنيم كه زندگي، توپ چرخاني را به سوي ما پرتاب مي كند و اين آلام ناشي از آن است كه ما فكر مي كنيم زندگي بايد راحت باشد (و در غير اين صورت با پديده اي غير طبيعي و غير قابل قبول روبرو شده ايم). بيشتر اوقات، بعضي از مردم چنان از رخدادهاي ناخوشايند آزرده مي شوند كه گويي زندگي، برخي از تعهدات نانوشته خود را انجام نداده است. به اين ترتيب با به چالش كشيدن شماري از پندارهايمان (مبني بر تصور راحتي و دور از مشكل بودن زندگي) مي توانيم در موقعيت هاي دشوار با آرامشي بيشتر واكنش نشان دهيم. زندگي دشوار مي تواند يك موهبت باشد مي توان يك قدم هم جلوتر رفت و گفت درست است كه زندگي دشوار است اما زندگي دشوار هم مي تواند يك موهبت باشد. هنگامي كه امور به شيوه اي آرام و مستمر رو به پيشرفت باشد، طبيعي است كه انسان، خودپسند، متكبر و بي احساس شود. در اين حالت ممكن است ما چنان به خود و حرفه خود فكر كنيم كه نيازها و خواسته هاي ديگران را حس نكنيم. تمركز روي «سرعت عمل» مي تواند ما را به جايي برساند كه با تاسف دريابيم كه طي سال هاي گذشته، به درستي چيزهاي پر اهميت را در زندگي مورد توجه قرار نداده ايم. «زمين خوردن» مي تواند ما را از دست تقدير و سرنوشت نجات دهد. زمين خوردن مي تواند به تغييري كه «وردورث» از آن سخن مي گويد بيانجامد: »يك تالم عميق روح مرا تطهير كرد«. مصايب و نگراني ها مي تواند ما را به انساني مهربان، متواضع و رئوف تبديل كند و جهان امروز به طور يقين مي تواند از انسانهايي با اين ويژگيها بهره بيشتري بگيرد. ذهن خود را آموزش دهيد كه پا را از محدوده آرامش خود فراتر نهد براي خود يك برنامه مستمر گسترش محدوده آرامش تدوين كنيد. ورزشكاران وزنه بردار مي دانند تنها راه قويتر شدن آن است كه كاري كنند تا بدن آنها آهن بيشتري پمپاژ كند. از جنبه رواني هم قويتر شدن همين روال را دارد. براي رسيدن به توانايي عاطفي بايد ترسهايمان را پمپاژ و تخليه كنيم. پمپاژ ترس به اين معني است كه ما بايد پا را از محدوده آرامش خويش فراتر نهيم و با ترسهايمان روبرو شويم. يعني اجازه ندهيم ترس، ما را از انجام كارهايي كه زندگي را بهتر و موفق آميزتر مي كند باز دارد. در كارگاهي كه براي آموزش انعطاف پذيري تشكيل داده بودم از شركت كنندگان خواستم فهرستي از اموري كه در صورت تحقق به بهبود زندگي آنها مي انجامد و ترس مانع انجام آنها شده است را تهيه كنند. سپس از آنها خواستم كه پا را از محدوده آرامش خود فراتر نهاده و آن كارها را انجام دهند. براي آن دسته از كارها كه از نظر آنان ريسكي بزرگ تلقي مي شد، از شركت كنندگان خواستم كه به راه رفتن و قدم برداشتن كودكان نوپا توجه كنند. كودكان نوپا در خود نيرو ايجاد مي كنند تا قدم بعدي را در فاصله كمتري نسبت به اولي بردارند. هرگاه كه با ترس مواجه مي شويد و ريسك مي كنيد خود را شايسته پاداش بدانيد و تحسين كنيد. نكته كليدي در پاداش دهي به خود آن است كه نبايد تنها در صورت موفقيت از خود تقدير كنيد، بلكه اقدام براي عمل به خودي خود شايسته پاداش است. اين كار به ذهن شما كمك مي كند كه اقدام براي انجام كار و خرسندي هميشه با هم تداعي شوند. همان گونه كه با نشان دادن دانه يا غذا پرنده يا حيواني را نزد خود فرا مي خوانند، با اعطاي پاداش، ذهن خود را به تهور و شجاعت متمايل سازيد. به اعتقاد من فراتر رفتن از محدوده آرامش مهمترين و مشكلترين تمريني است كه براي انعطاف پذيري مي توان انجام داد. بدون ريسك پذيري و مواجهه با ترسها هرگز نمي توانيم توانايي رواني خود را ارتقا دهيم و يا در مواجهه با چالشها آرامش و اعتماد به نفس خود را بيشتر كنيم. از سوي ديگر با انجام كارهاي كوچك مي توان خود را براي انجام كارهاي بزرگ آماده كرد. «دكتر ويليام جيمز» كه بيشتر مردم او را معتبرترين روانشناس آمريكا مي دانند در كتاب معروف خود با عنوان «سخني با مربيان» چنين مي گويد: «... حتي در انجام كارهاي غيرمهم و كوچك هم به نحوي نظام مند و قهرمان باش، گاهي اوقات بعضي از كارها را فقط به خاطر مشكل بودن آنها انجام بده». به اين ترتيب در زمان وحشت، خواهي ديد كه براي انجام كار، عصباني و ناكار آزموده نخواهي بود. «دكتر جيمز» اهميت تمرين منظم و مواجه با ترس ها را به درستي درك كرده است. با اين روش هر جا لازم باشد مي توانيم با جسارت و اطمينان اقدام كنيم. فاصله بين دانستن و عمل كردن را پر كنيد. در حوزه آموزش، يكي از بزرگترين منابع آشفتگي، وجود فاصله بين دانستن و عمل كردن است. يعني تفاوت بين آنچه مردم مي دانند و آنچه انجام مي دهند (به عنوان مثال من مي دانم كه بايد براي ورزش صبحگاهي وقت بگذارم اما همان طوري كه پيشتر اشاره شد بسياري از راهكارهاي قابل استفاده براي افزايش انعطاف پذيري، پيچيده يا مبهم نيستند. به احتمال زياد شما با خيلي از اين راهكارها آشنا هستيد. اما موضوع مهم اين است كه آيا شما آنها را انجام مي دهيد يا نه. بنابراين در حاليكه به اصول، استراتژيها و راهكارهايي كه مي دانيد فكر مي كنيد اين سئوال را از خود بپرسيد: آيا من واقعاً آنها را انجام مي دهم؟ چنانچه پاسخ منفي است، ببينيد كه چه بهايي از نظر ميزان استرس وارده، انرژي هدر رفته و كيفيت زندگي مي پردازيد. خوشبختانه اين محاسبه باعث تشويق شما به پر كردن فاصله دانستن و استفاده از اصول و فعاليتهايي خواهد شد كه انعطاف پذيري را افزايش مي دهند. با انجام اين كار شما نه تنها توانايي خود را براي برخورد با استرس، فشار و تغييرات كلي در زندگي افزايش مي دهيد بلكه انرژي و نشاط بيشتري براي كار و مشاركت با افرادي كه دوستشان داريد خواهيد داشت. منبع: اينترنت برگرفته از: ماهنامه مديريت دانش سازماني، شماره
□
تعداد خوانندگان اين مطلب: 422
|
|